تبليغاتX
زمینه

زمینه

صورت زیرین اگر با نردبان معرفت *** بر رود بالا، همی با اصل خود یکتاستی

ذبح عظيم (رمزگشايي شهادت امام حسين در تطبيق ‌ذبح اسماعيل و ذبحِ امام حسين‌)

بنده در پسِ مطالعات تطبيقي اَم در اديان، به‌ويژگيِ "قرباني" به‌عنوان يكي از دغدغه‌هاي بشري در حلَّ گره‌هاي زندگي، بسيار انديشيده ام. اين‌مهم، وقتي پاي ذبح عزيز‌ترين مقدّس‌ام يعني امام حسين عليه السلام در ميان باشد، مهم‌تر و به‌همان درجه، در تحليلِ سخت‌تري قرار مي‌گيرد. بدان اميدم كه بتوانم ذهن دين‌پژوهان را در حد توان‌ام اندكي به فلسفه شهادت آن امام گره زنم.

جريان قرباني در اديان۱ خواندني است. پژوهشگر بين الادياني، داستان ابراهيم و ذبح فرزندش را در دو كتاب قرآن۲ و عهد عتيق۳ كه ‌مطالعه كند، و با گذر از اختلاف تطبيق در ذبيحه ــ اينكه ذبيحه، اسماعيل باشد يا اسحاق ــ، آن وقت اين سوال تاريخي پيش مي آيد كه چرا آن ذبح صورت نگرفت؟ يعني مقصود خداوند حكيم، چه بود؟ 

مايل ام ذهن خواننده را با پيوند تاريخيِ سلسله پيامبران ابراهيمي و ائمه شيعه، و ظهور آن در صلْب اسماعيل و امام حسين،بيش از پيش گرم كنم تا در گرماگرمِ اين‌حادثه، بلكه راز "ذبح‌نشدنِ ذبيحه اسماعيل يا اسحاق) كشف شود.

و به نظر من آن  راز جز با دقت در واقعه "ذبح‌شدنِ امام حسين" گره‌گشايي نخواهد ‌شد.

                                                                                                در اين، بيشتر خواهم نوشت.   

۱. اقوام ابتدايي يا بدوي[i] همگي در ويژگي "قرباني" جهت امورات مادي و معنوي‌شان اشتراك‌ دارند. جان باير ناس در كتاب‌اَش "تاريخ جامع اديان"[ii] به‌تفصيل به ‌رسم قرباني در اقوام و ملل، و علت آن مي‌پردازد. وي مي‌نويسد: اقوام ابتدايي سعي مي‌كردند، قواي نيرومند روحاني طبيعت و جهان را تسخير خود ساخته و به‌خدمت خود درآورند؛ اما بعدها ملتفت شدند كه اين، شدني نيست؛ چراكه آن‌قوا عظيم‌اَند.

بدين‌جهت، انسان بدَوي روي به تضرع و لابه آورد كه نتيجة آن، شكل‌‌گيري مراسم مذهبي و از جمله "قرباني" خدمت خدايان شد.

خداوند در آيه 34 سورة حج، مي‌فرمايد كه «ما براي هر امّتي،‌ قربان‌گاهي قرار داديم تا نام خدا را به‌هنگام قرباني بر چهارپاياني كه به آنان روزي داديم ببرند.» اولين قربانيِ تأييدشدة قرآني نيز مربوط به فرزندان آدم[iii] بود.

نوع قرباني نيز در اديان و ملل متعدد، شامل نوع حيواني[iv] و انساني[v] ـ‌چه به صورت فردي و چه جمعي‌ـ بوده و با انگيزه‌ها[vi]يِ گوناگوني، بسته به گونة ملل و آيين‌ها، و همراه با ذكر سرودها و آواز[vii] و مراسم خاصي[viii] انجام مي‌شده‌است.

۲.  صافات، آيات 100-111

۳. سفر پيدايش 22/1-14.

[i]. "نئاندرتال"‌ها (15 تا 100 هزار سال قبل از ميلاد)، "كرومانيون"‌ها، مقرون به‌عصر حجر (25 هزار سال قبل از ميلاد)، و انسان‌هاي متأخر يعني دورة جديد حجري و متعلق به 3 هزار سال قبل ميلاد)

[ii]. تاريخ جامع اديان يا اديان بشر (Mans Rralation) جان باير ناس، ص22.

[iii]. «و اتل عليهم نبأ ابنيْ آدمَ بالحقَّ إذ قرَّبا قرباناً فتُقُبَّلَ من أحدِهما و لم‌ يُتَقَبَّل من الآخَرِ» مائده/27.

[iv]. مانند قوچ، گوسفند، بره، خرس، اسب،‌ مرغ، خوك و....

[v]. قرباني انسان، شامل موارد ذيل بود: زنان، اطفال خردسال، اسراي جنگي، دزدان و راه‌زنان، آدم‌كُشان. نگر: تاريخ جامع اديانِ جان ناس، ص113.

[vi]. برخي از اين‌انگيزه‌ها عبارتند از: تقرب به‌خدا، شفاعت، مريضي، ارتكاب گناه، عقيم‌بودن زن و مرد، تولد اولين فرزند، تولد دوقلوها، مراسم تشرف پسران در ازدواج، تدفين و سوگواري، پس از تعيين حدود زمين‌ها و تيول‌ها، به افتخار پدران درگذشته در جنگ، صاعقه‌خوردنِ كسي يا ملكي، تهديدشدن به بيماري واگيردار، خشك‌سالي، آزاردهي روح يا شبَح و ... . نگر: متون مقدس بنيادين از سراسر جهان (ميرچا الياده) ترجمة ماني صالحي علامه، ج2، ص87.

[vii]. در آيين زردتشت مانند آنچه از كتاب "خرده اوستا" يا اوستاي كوچك نقل است كه اين‌قسمت از مجموعه كتاب اوستا، شامل اعياد و مراسم مذهبي و سروده‌هاي پيرامون مراسمات است. رك: اوستا، كهن‌ترين سروده‌هاي ايرانيان،‌ جليل دوست‌خواه، جلد اول.

و در آيين مكتب ديني هندو، از چهار وداي اصلي هنود، يكي‌اَش "يَجور وِدا" است كه شامل اورادي در قرباني و مراسم آن‌ست. نگر: اديان و مكاتب فلسفي هند،‌ داريوش شايگان،‌ 1/82-87.

[viii]. به‌طور كلي ـ و با صرف نظر از جزئيات‌ـ مراسم ذبح حيواني به‌طور يك‌ساني اجرا مي‌شده‌است: در ابتدا حيوان به محل قرباني آورده مي‌شود و در آن چهار عملي كه مراسم را تشكيل مي‌دهد، به ترتيب و پشت سر هم انجام مي‌شود: عرضه و تقديم، تقديس و متبرك‌كردن، طلب استمداد و فراخوانيِ [خدا]، و سپس ذبح و كشتار.

معمولاً بلافاصله پس از انجام ذبح، پوست لاشه كنده مي‌شود و گوشت را تكه‌تكه مي‌كنند. در اغلب موارد، اين گوشت به مصرف اعضاي خانواده و نزديكان مي‌رسد، اما در عروسي‌ها و قرباني‌هاي جمعي، اين تكه‌ها سهم دهي مي‌شود. نگر: متون مقدس بنيادين از سراسر جهان (ميرچا الياده) ترجمة ماني صالحي علامه، ج2، ص87. گاه ديده شده كه قسمتي از اين‌تكه‌ها بر روي مذابح يا به آسمان مزرعه پرتاب مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 دی1388ساعت   توسط مهدی قاسمی  | 

خون‌‌‌پاشی و تقدیس در شیعه و یهود (مشترکات ادیان ابراهیمی)

  سالياني پيش نبشته‌اي از استاد ملكيان خواندم كه در آن امام حسينعلیه‌السلام چون "قديس" شمرده‌شده‌بود.(1) قديس، كسي است كه حيات‌اَش را وقفِ خدا كند. (و در اين صحنه، حسينعلیه‌السلام همه آنچه را كه به صحرا آورده‌بود، وقف خداي‌اَش نمود) نمونه‌هاي ديدني از اين‌نوع انتخاب‌ها زياد‌اَند، در شيعه و اهل‌سنت: طلاب علوم ديني، و در مسيحيت و بوديزم: دختر و پسركاني كه بدين نيت، شور و جواني و زيبايي و ... روح و بدنشان را وقف خداي‌ْشان مي‌سازند. 

   به‌مناسبت محرمي كه در آنيم، چندي نظائر و اَشباه بين يهود و مسيحيت و شيعه به خاطرم آمد كه قابل ملاحظه بود.

    يكي‌اَش، پاشيده‌شدن خون در دو صحنه از آيين يهود و شيعه است. يكي، خوني كه جناب موسي ـ‌به امر يهُوه ـ بر مذبح پاشيد، و دگر خوني كه امام حسين (پدر) از زير گلوي علي‌اصغر(پسرش) بر آسمان پاشيد.

   [اي موسي!] ... و از خوني كه بر مذبح است ... آن‌را بر هارون و رَخت وي، بپاش! تا او و پسرانش و رختِ پسرانش با وي تقديس شوند.(2)

    حالا اين را مقايسه كنيد با كار نمادين حسين‌بن‌عليعلیهماالسلام  در گرماگرم كارزارِ عاشورا.

    به‌روايت طبري، امام حسين به پسرش (علي‌اصغر) مي‌نگريست که ناگاه تيري به گلوي علي نشست و او را ذبح کرد.(3) آن حضرت، دست خود را زير گلوي او گرفت، دستش پر از خون شد و آن را به جانب آسمان پاشيد.(4)

    امام باقرعلیه‌السلام فرمود: هرگز قطره‌اي از آن خون به‌زمين نريخت.»(5)

طبري با همين مضمون از امام باقرعلیه‌السلام نقل مي‌كند پس از اينكه تير بر گلوي علي اصغر نشست، پدرم خون را بر پسرش علي، مسح كرد و گفت: «خدايا خودت بين ما و اين قومي كه ما را به دعوت گرفتند، حكم فرما كه اين‌چنين ما را مي‌كشند.»

توجه شد؟ با اين كار، امام قطرات خون را به عنوان تبرك، نصيب آسمانيان (فرشتگان) مي‌كند، خوني كه نجس است و فقهاً ناپاك!

در آيين يهود، تقدس‌نماييِ درگاه عبادت‌گاه‌ها و محراب و مذابح، رسمي ديرين بوده و اكنون هم هست.

1. كاري ندارم به اينكه شخصيت امام، منحصر در قديس‌بودنش نيست؛ كه منزلت امام به‌تعبير امام عليعلیه‌السلام در خطبه سوم نهج‌البلاغه‌اَش، قطب‌بودن است: «أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ ». قطب، در اصطلاح به وسط آسيابِ سنگي گفته می‌شود كه سنگ آسیاب، دور محور آن مي‌چرخد. ‌از اين‌ استفاده مي‌شود كه تمامی حركاتي كه در جامعه انجام مي‌گيريد، بايد زير نظر امام است و امام، قطب است.

2. سفر خروج 29/21

3. تاريخ الامم والملوک، 5/448؛ مقاتل‌الطالبيين، ص90.

4. مقتل‌الحسين خوارزمي، 2/32.

5. عن الباقرعلیه‌السلام: «انه لم تقع من ذلک الدّم قطرة الي الارض». الملهوف علي قتلي‌الطفوف، ص169؛ اللهوف، ص 59، بحارالانوار، 45/46؛ مثيرالاحزان، ص70 .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت   توسط مهدی قاسمی  | 

معرفي يك سنجاق!

نوشتن بعد از حدود دو سال، لابد محرّك داشته ـ كه داشت ـ اما يك آشتي نصب و نيمه با وبلاگ هم بود. راستش از وقتي كه وب قبلي اَم (آسمانه) به دليل ناشناخته اي فيلتر شد، خودم هم به دليل ناشناخته اي فيلتر شدم.

اما ... مرده بدم زنده شدم ...

۲ـ۳ تا طلبه ي طناز، كاري راه انداخته اند در حوزه علميه مشهد كه خواندني است. طلبه و طنز!! آري طبايع در حال دگرگوني است،‌پوستها مي افتند و ادبياتي جديد در حوزه متولد مي شود. اميد به كارهايي ستودني از اين دست: تاي تل اَش: علي ما نـُـقِـل و آدرس: http://sanjaq.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت   توسط مهدی قاسمی  | 

بقیه سوقاتی هاش

بالای ضریح و زیر گنبد سیده الزینب *س*

ضریح مقام رئوس شهداء

(گفته می شود سر مبارک ۱۶ صحابه امام حسین اینجا دفن اند: از جمله: رأس اباالفضل العباس، علی اکبر، حبیب بن مظاهر و ...)

قبر مطوّل هابیل (حدود ۵ متر)

یا واقعاً نسل اول، اینقد قد دار بودن یا اینکه کلاً قبرها رو بزرگ می ساختند یا اینکه همش دروغه و سند نداره)

چقدر، نوشته که نوشته نشده بود بر دیوار بیرونی مقبره!!

از اینکه او را چقدر دوست دارند و تک جمله های مشهورش را.

قبرش تکیه بر بارگاه زینب داشت، و تنها، سخت و صبور!

جزو قدیمی ترین مکان های بهداشتی جهان اسلام

درست وسط بازار حمیدیه دمشق، قیمت امکانات: با سرویس سونا، ماساج عربی! و چای و قلیون: ۱۰هزار تومان

 

نمایی زیبا از صحن جامع اموی و مأذنه العروسش

(مکانی با قدمت ۳ تا ۴ هزار ساله، از زمانی که معبد آمون مصریان در آنجا بوده، تا کلیسای مسحیت و در سال ۹۶ توسط ولید بن عبد الملک(ششمین خلیف اموی) با هزینه ای بسیار سنگین به مسجد تبدیل و جزو مکانهای هنری و دیدنی شد.)

بر این مأذنه در زمان کلیسا بودنش و هنگام عروسی ها، پارچه و لوازم زینتی می آویختند برای شگون عروسی، و بعدها و در اسلام آن هنگام از آن بالا رفته و اذان می گفتند. و امروزه فقط مأذنه است.

کلیسای عام ارتدوکس مربوط به قدیس آنتونیوس

بسیار دیدنی و زیبا در وسط بازار باب توما که دروازۀ شرقی دمشق است.

در کلیسا ازدحام بود. و معلوم شد عروسی است. داماد و عروس در حال چرخ زدن در جایگاه و کشیش هم ورد می خواند و ساقدوشها در اطراف. با خودم گفتم برای یکبار هم که شد یک مراسم عروسی رو دارم می بینم که ناگهان صاحبان مجلس که متوجه عکس گرفتنم شدند، محترمانه بیرونم کردند.

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت   توسط مهدی قاسمی  | 

سوغات ترکیه و شام

اینجا زادگاه جد الانبیاء، ابراهیم خلیل است. شانلی اورفا. ترکیه. مرداد ۱۳۸۷

      بقایای کاخ نمرود، بر بلندای کوهی که به زعم خود می توانست بر تخت جلال خدایی تیر زند. اما واقعاً ارتفاع داشت. من با طی حدود ۱۵۰ پله سنگی توانستم بر قسمتی از آن احاطه یابم و تصویر بگیرم. آن گنبد، در کنار غار زادگاه ابراهیم است که در زیر همین کوه و دهانه آن قرار دارد.

اینجا اطراف غار و مسجد ابراهیم است. سمت راست، مکانی است که ابراهیم از آنجا با منجنیق به درون آتش پرتاب شده است. درون این رود، ماهیان سیاهی بودند که می گفتند، از نسل ماهیانی اند که در داستان آتش نمرود، آب می افشاندند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت   توسط مهدی قاسمی  |